کافه تراس، خانه‌ی واهه آرمن در اینترنت

نخستین غنچه های بهاری

کافه‌تراس - پانویس‌های روزانه

نخستین غنچه های بهاری کافه تراس

امروز،
نخستین غنچه های بهاری کافه تراس،
در یک روز برفی
به گُل نشستند.

یاد شعری زیبا از مجموعه ی "پاییزی کاملأ متفاوت"، سروده ی شاعر نامی ارمنستان،
هوانس گریگوریان افتادم، که با ترجمه ی من، در پاییز سال 1387 در تهران منتشر شد.

در میان درخت های شکفته
دختری با لباس چیتِ رنگارنگ می دود،
دختری کوچک و پابرهنه.
و اگر با دقت نگاه کنی،
به زودی معجزه ای روی خواهد داد،
خواهی دید که دختر ایستاده است و
درخت ها می دوند
          با لباس های چیتِ رنگارنگ.

+          +          +

واهه آرمن
زمستان 1389

(24) یادداشت

 

آفریننده ی زیباترین اتفاق سرزمین مان باشیم

کافه‌تراس - پانویس‌های روزانه




امروز،
نوزدهم فوریه، هم زمان با زادروز شاعر بزرگ ارمنی، هوانس تومانیان، که هر روز به احترامش  
بر پاهای جانم می ایستم، "روز هدیه کردن کتاب" در ارمنستان است.
بیایید ما هم در تقویم فرهنگی خود
چنین روزی را، نه در سال، که در ماه داشته باشیم.
بیایید نخستین روز هر ماه را
"روز هدیه کردن کتاب به دوستان آشنا و نا آشنا" بنامیم.
بیایید به دنیا بگوییم
که هر یک از ما،
هر ماه
آفریننده ی زیباترین اتفاق سرزمین مان هستیم.
ارزش و اهمیت و شرفِ هنرپروری کمتر از هنرمند بودن نیست...

+          +          +

و ... شعری از مجموعه ی "بال هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت" من

امروز
بر خاکِ این کاغذ
بذر عشق می افشانم
خوشه های امید را درو می کنم
و تنور ایمان را می افروزم
تا فردا
شعر نان را
بر سفره ی تو بگذارم

+          +          +

واهه آرمن
زمستان 1389

 

(10) یادداشت

 

رقص روی آتش

کافه‌تراس - پانویس‌های روزانه

مثل کوری که شب ها نیز
          عینک از چشم بر نمی دارد
بی اختیار
کفش هایش را به پا کرد و خوابید
کمی خسته بود
          از "کاش..."
          از "اگر..."
                    دیوانه ی رقص روی آتش بود
                    با پای برهنه

صبح روز بعد
کفش هایش کمی خاک آلود بود و
پاها تب زده

+          +          +

واهه آرمن
زمستان 1389
از مجموعه ی "پس از عبور دُرناها"

(11) یادداشت

   

کتاب حساب

کافه‌تراس - پانویس‌های روزانه




در کتاب حساب
نوشته بودم    
     در دست هایم    
     برای تو    
      آتش خواهم آورد

 

کتاب را در کلاس جا گذاشتم و
خاموش شد آتش
اما دست هایم
و شانه های دختری دیگر    
     در این بازی    
     سوخت

+          +          +

واهه آرمن
پاییز 1389

(29) یادداشت

 

محسن فرجی در "ادبیات برون مرزی" ارمنستان

کافه‌تراس - پانویس‌های روزانه

محسن فرجی

سه روز پیش، در آخرین شماره ی فصل نامه ی ادبی "ادبیات برون مرزی" ارمنستان داستان کوتاه "می گویم عیب ندارد" نوشته ی نویسنده ی  نام آشنای ایرانی، محسن فرجی که ادوارد حق وردیان آن را به زبان ارمنی ترجمه کرده است، به چاپ رسید.
این مجله که در هر شماره ترجمه ی نمونه هایی از بهترین آثار  ادبی معاصر جهان را به چاپ می رساند، از سال 2000 در ارمنستان منتشر می شود. سردبیر آن مترجم نامی ارمنستان، ساموئل مگردیچیان است که با همکاری عده ای از مترجمان نامی دیگر، آثار ادبی جهان را از زبان اول به زبان ارمنی ترجمه و چاپ می کنند.
"می گویم عیب ندارد" از مجموعه داستان "چوب خط" محسن فرجی است که در سال 1385 در تهران به چاپ رسید و شامل پانزده داستان کوتاه است. 
خبر ترجمه و چاپ اثری از محسن فرجی در این نشریه ی وزین در ارمنستان آن قدر شادم کرد که دوست دارم او و دیگر دوستانم را هم با شادی ام شریک کنم. 
... و این احساس زیبا، محسن جان، بی تردید برخاسته از دوستی ِ هزار ساله ی من و تو، و دل بستگی من به آثار توست. 
با آرزوی سلامتی و رسیدن به بلندای ذوق و هنر برای تو، دوست نازنینم. 

+          +          +

 واهه آرمن
پاییز 1389

(14) یادداشت

   

صفحه 1 از 5